سرود مسجدی – میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام

درخواست حذف این مطلب
قدر تو بی حدّ و عدد/یا علی اکبر لیلا مدد
جلوه ی آن حی ّ احد/یا علی اکبر لیلا مدد
عبد خداوند صمد/یا علی اکبر لیلا مدد

یار ولی یا مولا/سبط علی یا مولا
نور دوعین یا مولا/جان حسین یا مولا

خوش آمدی یا مولا...

ای پسر خون خدا/نور چشم گل زهرا تویی
لاله ی زیبای حسین/یوسف حضرت لیلا تویی
ای ثمر نخل ولا/همه ی هستی بابا تویی

تاج سری یا مولا/تو سَروَری یا مولا
به عالمین یا مولا/جان حسین یا مولا خوش آمدی یا مولا...

ای که به وادی شرف/صاحب چشم خدا بین شدی
در ره ایثار و وفا/یاور مکتب و آیین شدی
عاقبت از عشق حسین/تو ف ِ رَه ِ دین شدی

یار ولا یا مولا/وَجه ِ خدا یا مولا
ما را ببر یا مولا/کرببلا یا مولا

خوش آمدی یا مولا...

lمدح ولادت حضرت علی اکبر (علیه السلام)

درخواست حذف این مطلب
یـازده روز گـذشت از مـه شعبـان معظـم که عیان گشت دوباره رخ پیغمبر اکرم ذات حق- جلّ جلاله- پسری داد به لیلا کـه سـراپــای بــود آینــۀ جــد مکــرم نه عجب اینکه به یوسف بدهد وام ز حسنش یـا دهـد از نفسش روح بـه ریحانـۀ مریـم مگـر اوصـاف ورا شـرح دهـد یوسف زهرا ورنه آرند به وصفش ملک و جن و بشر کم می سزد تا که شود گوش همه عالم هستی تـا ز وصفش زنـد آقـای رسـولان خدا دم یوسف فاطمه در منطق و در خصلت و خُلقت اشبه النـاس ورا خوانــد بـه پیغمبـر خـاتم صلواتـی کـه خداوند فرستد به محمّد به جمال و به کمال و به جلالش همه با هم ابرویش خیـل ملک را شده محراب عبادت صــورتش قبلــۀ جــان و دل ذرّیــۀ آدم اگر از جـام تـولاش یکـی جرعــه بنـوشد پسـر هاجـر تـا حشــر کنـد نـاز بـه زمـزم دشمنش گفت که او راست همان شأن ت تا بـه وصفش چـه بگوینـد دگـر مردم عالم ما کـم از ذرّه و او بیشتـر از مهـر درخشـان ما یکـی قطـره ولی وسعت او بیشتـر از یم یوسفِ یوسف زهراست که از حضرت یوسف به جمـال و به کمال و به جلال است مقدم هدفش یـاری بابا شرفش حیدر و زهـرا سخنش آیت عظما قـدمش ثـابت و محکم گویـی از دامــن گهـواره و آغــوش ولایت در ره دوست بـه بـذل سر و جان بود مصمم بایـد او را بــه رسـول مدنـی کـرد شبیهش او کـه ســر تـا بـه قـدم آمـده پیغمبر خاتم هر طرف چشم بر آن مرقد شش گوشه گشودم تــن صدپـارۀ او در نظــرم گشـت مجسم صیف جوانی که ولی خوانده ش چه به یادم؟ چه نویسم؟ چه بخوانم؟ چه بگویم؟ پسر خون خدا خون خـدا خون محمّد که بـود زنـده ز خـویش مـه پرشور محرم نام نامیش علـی بـود که شد در پـی قتلش در صف کـرب و بـلا ایـن همه جلّاد، فراهم سنگ هـا بر سـر او بـود به از لاله و ریحان زخم بـر زخـم تنش بود به از دارو و مـرهم بس که چشمش به ره تیـر بلا بود به هرسو بس که فرقش سپـر تیر بلا گشت به هر دم او که سر تا به قدم رشک جنان بود ج غـرق خـون شد بدنش از ستم اهـل جهنم آسمـان! دور مـزارش ز بصـر اشک بیفشان که شود غرقه به خون جگرت دفتر «میثم»

سرود حضرت علی اکبر (علیه السلام) تموم این عالم پیش پات افتاده

درخواست حذف این مطلب
تموم این عالم پیش پات افتاده تویی که لیلایی ما به تو دلداده دلم رو با اسمت بردی اقا زاده من دل بسته روحم مسته جونم دسته ح اومد و غوغا شد عالم بالا انگاری از کعبه اومده مولا ام لیلا کردی عالم و گلشن یا عزیز ا هرا چشمت روشن تو این عالم اون که قدر این اقا رو میدونه ح تو این دنیا اون که برده این دلها رو جوونه ح بهترین شاگرد مکتب ارباب سوره یاسین رو لب ارباب حیدره ثار الله یا علی اکبر یا هو السیف الله یا هو الحیدر چه عشق شیرینی چه ن تو نور خورشیدی جلوه مهت ولی عهد عشق تو خوده ارب

سرود میلاد علی اکبر (علیه السلام)

درخواست حذف این مطلب
زائرِ عشقم ، توشبِ بارون
باگُل لیلا شد دلم مجنون

اونی که جونِ حسینِ
مست چشماش آسمونِ
علیِ اکبرمولا ، ارباب نسل جوونِ

[بایادش روزام سرمیشه
بازاین دل کبوتر میشه

آرومِ دل بی تابم
علی اکبر میشه]2

{زائر عشقم ، توشب بارون 2
با گلِ لیلا ، شد دلم مجنون 2

اونی که جون حسینِ
مست چشماش آسمونِ
علیِ اکبر لیلا ، ارباب نسل جوونِ

(با یادش روزم سَرمیشه
بازاین دل ، کبوتر میشه
آرومِ دل بی تابم ، علی اکبر میشه ) 2}2

***
ای دلِ عاشق 2
باز هوایی شد 2
با علی اکبرکربلایی شد 2

دلِ جون و برده
ی که دلبر لیلاست
مثل پرچم اباالفضل
پرچمش همیشه بالاست 2

باشوقش ، چشام ترمیشه
دنیامون ، معطر میشه
آرومه دل بی تابم علی اکبر میشه

علی علی علی .......

***
با تو روشن شد ، چشمۀ مهتاب 2
ای اذان گویِ حضرت ارباب 2

داداش خوب رقیه 2
شدی آیینیۀ مادر
با تو جلوه میکنه باز ، دوباره روی پیمبر

علی علی علی .........

تا پای توپ ر میشه
م باتوم میشه
آرومه دل بی تابم
علی اکبر میشه 2

زائر عشقم ، توشب بارون 2
با گلِ لیلا ، شد دلم مجنون 2

اونی که جونِ حسینِ
مست چشماش آسمونِ
علیِ اکبرمولا ، ارباب نسل جوونِ

علی علی علی .....

سرود حضرت علی اکبر (علیه السلام)

درخواست حذف این مطلب
مهی عیان در آسمان زجلوه هایِ کوثرست
دلم شده اسیرِ او که او علیِ اکبر ست ...

به رویِ ماهت قسم
اگر چه من بی م
علی علی گویمو
به وصلِ تو میرسم ....

علیِ اکبر مدد ...

زقامتش قیامتی به خیمه گاهِ دل شده
به رویِ او به سویِ او فقط نگاهِ دل شده

تمام عشق است علی
کلامِ عشق است علی
سلام عشق است علی
عشق است علی

به رویِ ماهت قسم
اگر چه من بی م
علی علی گویمو
به وصلِ تو میرسم ....

علیِ اکبر مدد ...

جوانی اش به عشق او نثارِ عاشقی نمود
به وادیِ حسینیان به مستی اش ی نبود

هلالِ ابرویِ تو
دل از حسین میبره
حسین به عشقِ علی
عاشقاشو می ه ....

به رویِ ماهت قسم
اگر چه من بی م
علی علی گویمو
به وصلِ تو میرسم ....

علیِ اکبر مدد ...

ای آ ین امید رس

درخواست حذف این مطلب
ای آ یـن امید رسـ خوش آمدی
خورشید آسمـان عـد ! خوش آمدی سر تا به پات قدر و جل ! خوش آمدی
بنیان کن اساس ضل ! خوش آمدی با مقدم تو گشت زمین رشک آسمان
((عجل علی ظهورک یا صاحب ا مان)) بـا ولادت تـو بـاز جـان گرفت
روی ندیـدۀ تـو دل از آسمـان گرفت دیـن بـا ولایتت شرف جاودان گرفت
«حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت» جاء الحقت رسید بـه گوش جهانیان
((عجل علی ظهورک یا صاحب ا مان)) ای از خدا سلام به جسم و به جان تو
آوای وحـی می شنــوم از زبــان تو دل بـرده از پـدر ز مـلاحت بیان تو
قرآن بخوان که بوسه زند بر دهان تو ای عمر وحی از نفست گشته جاودان
((عجل علـی ظهورک یا صاحب ا مان)) میـلاد تو ولادت خوبان عالم است
عید هزار موسی و عیسی بن مریم است میـلاد اهـل بیت رسول مکرم است
میـلاد دیگـر شهـدای مکرم است میـلاد سیدالشهــدا را دهـد نشـان
((عجل علی ظهورک یا صاحب ا مان)) بازآ که اولیای خـدا چشم شـان به توست
یـاران سیدالشهــدا چشم شـان به توست سرهای تشنه گشته جدا، چشم شان به توست
مکه، مدینه، کرب و بلا چشم شان به توست کعبه گشوده چشم به راه تو همچنان
((عجل علی ظهورک یا صاحب ا مان)) ما از تو دور و جای تو پیوسته بین ماست
روی ندیـده ات همـه جا نور عین ماست چشم انتظار ماندن ما دین و دِین ماست
جمعـه گــواه نالـۀ ایـن الحسین ماست یک این سوال نیفتاده از زبان
((عجل علی ظهورک یا صاحب ا مان)) تو خود شبان و این رمه در انتظار توست
چشم جهانیـان همـه در انتظار توست مولا! بیـا کـه فاطمـه در انتظار توست
خورشید نهـر علقمـه در انتظار توست بر بازوی عموی خود این جمله را بخوان
((عجـل علی ظهـورک یا صاحب ا مان)) تو غایبی و خلق جهان در حضور توست
ملک خـدای عزوجـل غـرق نـور توست جای تو خالی است و جهان پر ز نور توست
آقـای عیدهــا همـه روز ظهــور توست از چشم ما نهانی و در عالمی عیان
((عجل علی ظهورک یا صاحب ا مان)) بی تـو شـب سیــاه شـده روزگار ما
بی تو شده است خنده گل نیش خار ما رنـگ خـزان گرفتـه سراسر بهـار ما
بــازآی ای قــرار دل بـی قــرار ما بازآ که ذکـر مـا شده الغوث الامان
((عجل علی ظهورک یا صاحب ا مان)) کی می شود که پای به چشم بشر نهی؟
عمامــۀ رسـول خـدا را به سر نهی بر قلب دشمنـان ولایت شـرر نهی
تا یک نظر به جـانب اهل نظر نهی رخ بر تمـام منتظـرانت دهـی نشان
((عجل علی ظهورک یا صاحب ا مان)) ای زخــم پیکـر شهــدا بی قرار تو
چشم علی به دست تو و ذوالفقار تو فریـاد انتقـام شهیـدان شعـار تو
لبخند می زند عموی شیرخوار تو کای دست انتقـام خداونـد لامکان!
((عجل علی ظهورک یا صاحب ا مان)) دست حقّی و کاتب لوح و قلم تویی
بهـر ظهـور، بیـن ان علم تویی بگشای رخ که هادی کل امم تویی
مـولا! بیـا! بیـا! کـه حرم تویی گویـد بـلال بـر تـو به بام حرم اذان
((عجل علی ظهورک یا صاحب ا مان)) ای دست اولیــای الهـی به دامنت
جوشن کبیر در صف پیکار جوشنت پیـــراهن حسیــن، بـرازندۀ تنـت
«میثم» تمام چشم شده بهر دیدنت چشمش بود به راه تو، اشکش به رخ روان
((عجـل علـی ظهورک یا صاحب ا مان))

قبل از دعای سلامتی

درخواست حذف این مطلب
روایات مختلفی به بیان آثار، فوائد و ویژگی هایی که بر دعا برای تعجیل فرج مرتبت است پرداخته است که به ای از آن ها اشاره می کنم : 1.این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است . 2.نشانه انتظار است. 3.مایه ناراحتی است . 4.نجات یافتن از فتنه های آ ا مان است . 5.مایه استجاب دعا میشود . 6.باعث آمرزش گناهان است . 7.مایه دفع بلا است . حال همه باهم رو به قبله می ایستیم و دعای فرج را می خوانیم .

متن اشعار ماه رمضان

درخواست حذف این مطلب
ماه برکت زِ آسمان می آید صوت خوش قرآن و اذان می آید تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه تبریک،بهار رمضان می آید -------------------------- رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید
که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا

نازم آن دوست که با لطف سلیمانى خویش
پله از سلسله دیو دعا کرد مرا

فیض روح القدسم کرد رها از ظلمات
همرهى تا به لب آب بقا کرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهى
لایق مکتب ف النجبا کرد مرا

در شگفتم ز کرامات و خطاپوشى او
من خطا و او مهر و وفا کرد مرا

دست از دامن این پیک مبارک نکشم
که به مهمانى آن دوست ندا کرد مرا

زین دعاهاست که با این همه بى برگى و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا کرد مرا

هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد
کم بود زین همه فیضى که عطا کرد مرا ----------------------------------- رمضان شهر عشق و عرفان است . . . رمضان بحر فیض و احسان است
رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن . . . گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است

رمــضــان امــتــــداد جــــاده نــــور . . . در گذرگاه هــر مــــسلمــان است
رمــضــان چــلچــراغ نـــور افـشان . . . در شبــستان قلــب انـسان است

مـــاه تــحکــیــم آشنـــایــــى هـــا . . . مــاه تعــطیل قــهر و حرمان است
مـــاه شـــب زنــده دارى عـشــاق . . . مــاه بــیــدار بــاش وجــدان است

مـــاه اشــک و خـروش و ناله و آه . . . راه برگــشت هــر پــشیمان است
مــــاه آســـایــش قــلــوب بــشــر . . . مــاه پــالایــش تـــن و جــان است

مــــاه تــسلیــم در بــــر خـــالـــق . . . مــاه تــمریــن کــار نــیـکــان است
رمضــان چــشمــه عـطــاى خـــدا . . . ماه عفو و گذشت و غفــران است

رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا . . . بهــر گــم گـشتگان حـیــران است
رمــضــان شــاخسارى از طــوبـى . . . غرفه اى از بــهشـت رضوان است

رمــضــان بــارگــــاه (بــســم ا…) . . . جلــوگاه (رحیـم) و (رحمان) است
مــاه تـــحصیــل دانــش و تــقــوى . . . گــاه تــطهـیــر و راه ایــمـان است

مــــاه اکـــرام عـــتــرت و قـــــرآن . . . مــــاه اطفــــاء نــــار نــیــران است
عیــــد مســعــود زاد روز حــســن . . . روز پــر فــیــض نــیــمــه آن است

شــب قــدرش ســلام بــر مــهدى . . . تــا بــه فـجرش که نور باران است
مـــغــرب آفــتــاب عــمــر عــلـــى . . . مشــرق مــــاهتــــاب قــرآن است

در چــنین مه که انس و جان یارب . . . بر سر سفــره تــو مــهــمـان است
نظـــرى ســوى دردمنــدان کــــن . . . اى کــه نــامـت شفا و درمان است

بــــارالــها بــــه درگــه کــــرمـــت . . . سائــل خــستــه دل فـراوان است
کشــــور مــــا بــهشت زهــرا شد . . . بس کــه پــر لاله خــاک ایران است

اى خــــــدا آرزوى ایــــــن امـــــت . . . جشــن پــیــروزى شــهیــدان است
واى بــر حـال آن ى که حسان . . . خــصــم قــرآن و یـار است

گلایه زمان (ع) به شیعیان

درخواست حذف این مطلب
ای سحرخیزان دگر آوا کنید دل دهید و در دلم مآوا کنید

آمدم من انتظار آمد به سر جلوه ی نورانیم باشد سحر

پیر میخانه منم ای می خوران می بگیرید از لب کوثر نشان

نیمه شعبان در ماه خداست چون کلید لیله القدر شماست

قرنها بگذشت از میلاد من کو یکی مردانه باشد یاد من

کو یکی تا دست بر دستش نهم یک دل سر تا به پا مستش دهم

کیستم من ای بحقم ناشناس با توآم من ای همیشه ناسپاس

بارها در غصه ام انداختی بارها دیدی مرا نشناختی

بارها دیدم تو را سلام تو جواب من ندادی یک کلام

بارها دیدم که در هر انجمن سمت اغیار منی غافل زمن

بارها شد بر تو ماس با عدوی من چرا داری تماس

بارها جایت خجل گردیده ام شرمسار و منفعل گردیده ام

بارها با هر گناه و هر بدی آمدی بر روی من سیلی زدی

بس کنم من این گفت و شنود عقده بود و در گلویم مانده بود

هر چه بود ایام آن دوران گذشت هر چه کردی هر چه بودی آن گذشت

حالیه از نو عمل آغاز کن بابا عشق دیگری را باز کن

نیستی تنها تو در فکر فرج روز و شب ما را بود فکر فرج

ما به تو عشق و محبت داده ایم ما به تو شوق شهادت داده ایم

ما تو را اول صدایت کرده ایم ما برای خود جدایت کرده ایم

ما که هر کاری برایت می کنیم

در قیامت کی رهایت می کنیم

احادیث در عظمت حسین علیه السلام

درخواست حذف این مطلب
احادیث در عظمت حسین علیه السلام
(ص) فرمود: کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگ ترین بقعه ها است و الحق که کربلا از بساط هاى بهشت است. 1- بحارالانوار، ج 98، ص 115/ کامل ا یارات، ص 264. صادق علیه السلام فرمود: هیچ ى در آسمان ها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج کنند. 8- مستدرک الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از کامل ا یارات، ص 111. 14- شوق زیارت‏
قال ال باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة قبرالحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً. (14)
باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم مى‏دانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد حسین علیه السلام است از شوق زیارت مى‏مردند. 14- ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از کامل ا یارات. از باقر و صادق علیهماالسلام نقل شده که فرمودند: هر که مى‏خواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم ـ حسین ـ را ترک نکند. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 311. میزار حسن نوری قال ابوعبدالله علیه السلام: زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما ی من الأعمال. (19)
صادق (ع) فرمود: زیارت قبر حسین علیه السلام از بهترین کارهاست که مى‏تواند انجام یابد 21- وسائل الشیعه، ج 10، ص 331، ح 39. شیخ حرّ عاملی . قال الصادق علیه السلام: من اراد ان ی فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام فلا یدع زیارة الحسین علیه السلام. (21)
صادق (ع) فرمود: ى که مى‏خواهد در همسایگى (ص) و در کنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت حسین (ع) را ترک نکند قال ابوعبدالله علیه السلام: لا تدع زیارة الحسین بن على علیهماالسلام و مُرّ أصحابک بذلک یمدالله فى عمرک و یزید فى رزقک و یحییک‏ الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا. (24) 24- وسائل الشیعه، ج10، ص335. صادق (ع) فرمود: زیارت حسین علیه السلام را ترک نکن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت. عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته. (25) وسائل الشیعه، ج 10، ص 388/ بحارالانوار، ج 98، ص 76 . صادق (ع) فرمود: هر که خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زی را در دل او مى‏اندازد و هر که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم حسین (ع) و خشم زی را در دل او مى‏اندازد. . قال الصادق علیه السلام: من اتى قبرالحسین علیه السلام عارفا بحقه کتبه الله عزوجل فى اعلى علیین. (27)
صادق (ع) فرمود: هر که به زیارت قبر حسین علیه السلام نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏کند من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص581. بوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی ملقب به شیخ صدوق. حضرت موسى کاظم علیه السلام فرمود: کمترین ثوابى که به زائر حسین علیه السلام در کرانه فرات داده مى‏شود این است که تمام گناهان بخشوده مى‏شود. بشرط این که حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد. قال الرضا علیه السلام: من زار قبرالحسین (ع) بشط الفرات کان کمن زار الله. (29) مستدرک الوسائل، ج 10، ص250؛ به نقل از کامل ا یارات.‏ رضا علیه السلام فرمود: ى که قبر حسین علیه السلام را در کرانه فرات زیارت کند، مثل ى است که خدا را زیارت کرده است. قال الصادق علیه السلام: من زارالحسین علیه السلام یوم عاشورا وجبت له الجنة. (30) اقبال الاعمال، ص 568. صادق (ع) فرمود: هر که حسین علیه السلام را در روز عاشورا زیارت کند بهشت بر او واجب مى‏شود.

صلواتی پایان مجلس

درخواست حذف این مطلب
ای نام تو جان بخش تراز آب حیات محتاج تو خلقی به حیات و به ممات از بعثت انبیا وارسال رسل مقصود تو بودی به جم صلوات

مدح میلاد حضرت علی (علیه السلام)

درخواست حذف این مطلب
"علی ای همای رحمت" تو تجلی خ
تو عزیز عرش و فرشی تو صفای مصطفایی یل بیشه ی نیازی تو سوار یکه تازی
تو تبلور ی تو ظهور لا فتایی دل عاشقان بنامت همه سرخوشان جامت
همه قنبر و غلامت که علی علی کجایی؟ به جنون کشیده کارم شب و روز بیقرارم
به دل پر از غبارم بده یاعلی جلایی تو صدای پای آبی توتبسم گل
تو عطای بی حس تو دوای درد مایی نجف است آرزویم نه به گرد کعبه رفتن
که بدون عشقت ای مه ندهد حرم صفایی چه شود که چون پرستو بپرم بر آستانت
بپذیر شاه مردان که دلم شده هوایی تو امید بی انی تو نوای جاودانی
تو شیعیانی تو رضایت خ علی ای همای بام ملکوت کبریایی
چه شود به من بگویی که تو هم از آن مایی
#علیرضا_ضرغامی

سرود میلاد حضرت علی (علیه السلام)

درخواست حذف این مطلب
????????سرود_میلاد حضرت اسدالله حمید علیمی????
____ اشهد انَّ علی ولی الله....
نقش زیبای تو از اوج هنر می آید۲
این همه معجزه از دست تو برمی آید
پیش پای تو زمین کم به نظر می آید
دو سه باریست ز معشوق خبر می آید
نام حیدر به تو مولا چقدر می آید۲
قاهرالعدو...والی الولی۲
ای شاه جهان...مرتضی علی۲
اشهد انَّ علی ولی الله...
_________________
باز در معرکه غوغا شده، ماشاء الله
بند از قلب همه وا شده، ماشاء الله
پشت دشمن چه قَدَر تا شده، ماشاء الله
علی از دور هویدا شده ، ماشاء الله
"ها علی بشر کیف بشر" می آید
نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید۲
حیدر....حیدر....
_________________
مستقیما ز خدا بر همه حجت داری
تو پیمبر نشده این همه امت داری...!
جمله ای حرف بزن بسکه حلاوت داری
رو مگردان به خدا خم به کمر می آید
نام حیدر به تو مولا چه قدر می آید
اشهد ان علی ولی الله...
علی...علی...
✍شاعر:سیدنیما نجاری

سرود میلاد حضرت علی (علیه السلام)

درخواست حذف این مطلب
شعر از همای اشهد انَّ علی ولی الله تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم
به تولای تو بر هر دو جهان پا زده ایم تا نهادیم به کوی تو صنم روی نیاز
پشت پا بر حرم و دیر و کلیسا زده ایم همه شب از طرب گریه مینا من و جام خنده بر گردش این گنبد مینا زده ایم اشهد انَّ علی ولی الله در خور مستی ما رطل و خم و ساغر نیست
ما از آن باده کشانیم که دریا زده ایم تا نهادیم سر اندر قدم پیر مغان
پای بر فرق جم و افسر دارا زده ایم جای دیوانه چو در شهر ندادند هما من و دل چند گهی خیمه به صحرا زده ایم

شعر وفات بی بی زینب سلام اله علیها

درخواست حذف این مطلب

ش ته بال و پری شوق آسمان دارد
درون خود زخم بیکران دارد
همان که قامت صبر از صبوریش خم بود
در اوج قله ماتم شکوه پرچم بود
همان که آینه روشن حقایق بود
همان که همدم هفتاد و دو شقایق بود
همان که از غم هجران ش ته قامت او
هزار خاطره مانده است از اسارت او
هزار خاطره از شهر و کوچه و از شام
هزار خاطره از سنگ و بام و از دشنام
به چشم خیس من امشب نگاه کن بانو
تمام حس مرا پر ز آه کن بانو

متن روضه حضرت زینب سلام اله علیها

درخواست حذف این مطلب
خبر آوردن اُمِ حبیبه یه کاروان اسیر داره وارد شهر کوفه میشه ... (گفت نون و ما ببرید) بردن و دوباره برگشتن گفتن اُم حبیبه از ما قبول ن ... ( گفت چرا ؟) گفتن صدقه بر ما حرامِ ... گفت یا للعجب مگه کی واردِ شهر شده ؟؟ میگن خودش چادر به کمر بست گفت برم ببینم کی اومده ... اومد دید یه عده رو سوارِ شتر هایِ بی جهاز ... سوال کرد بزرگِ این کاروان کیه؟
بی بی زینبو نشون دادن .... اومد جلو گفت چرا نون و مایِ منو قبول نکردید؟ با اون هیبتِ حیدری فرمود صدقه به ما حرامِ ....
گفت تا جایی که من میدونم صدقه فقط به بچه هایِ پیغمبر حرامه ؟؟؟...
فرمود اُمِ حبیبه ما بچه های یم ، ام حبیبه منم زینب معلم قرآنت میگن ام حبیبه یکی دو قدم فاصله گرفت ، خانم مگه چند وقته ندیدمت ...چرا اینقدر ش ته شدی ... چرا قدت خمیده ....؟؟ اصلاً باورم نمیشه شما زینب باشی ... اگه شما زینبی ، زینب همه جا سایه به سایۀ با حسینش بود ... به من بگو پس حسینت کجاست
فرمود ام حبیبه .... اون سری که بالایِ نیزه داره قرآن میخونه ح .....* حسین ....

زنی زمینه وفات حضرت زینب سلام اله علیها

درخواست حذف این مطلب
یازینب کجاست برادرم تو لحظه های آ م
در انتظارشم که برسه بالا سرم2

نمیشه باورم نیاد عزیز مادرم
حسین من که بود همیشه سایه ی سرم2

دلم پر از غمه دیگه ب از همه
به روی ام پیراهن داداشمه
به زیر لب میگم بیا غریب فاطمه

(حسین حسین حسین غریب مادرم حسین)4

یه سال و نیمه که براتو میزنم
نشون عشقمه کبودیای رو تنم2

یه سال و نیمه که همیشه چشم به راهتم
تو رو ندیدم و تو حسرت نگاهتم2

نمیره از سرم داغ تو ای برادرم
نگاه آ ت هنوزم توی خاطرم
ب از قفا سرتو رو برابرم

(حسین حسین حسین غریب مادرم حسین)4

تو رفتی و منم بدون تو اسیر شدم
از اون همه بلا دیدی یه روزه پیر شدم2

یه کوله بار غم همیشه روی دوشمه
صدای گریه ی رقیه توی گوشمه2

هنوز میسوزم از صدا لالایی رباب
می گفت که اصغرم دووم بیار یه کم بخواب
عمو الان میاد برای تو میاره آب


(حسین حسین حسین غریب مادرم حسین)4
—------------------------

سرود مبعث حضرت رسول (صلی اله علیه و آله)

درخواست حذف این مطلب
امشب از سوی عالم بالا
میرسد بانگ یا رسول الله یارسول اله مدد ختم الانبیا که قرآن میخواند
از جنان ملک بر او گل افشاند هستی یک سر در بند اوست
عالم مست لبخند اوست یارسول اله مدد در حرا بستی،با خدا پیمان یا رسول الله ، ای به عالم جان

حکم اقرا را جلی گفتی مولا
با خدا تو یا علی گفتی مولا

ای که در دلم بود ماوای تو سر نهاده ام به خاک پای تو یارسول اله مدد شور مستی سر بگیرید
گل زچشم تر بگیرید
بعثت احمد رسیده
عیدی از حیدر بگیرید
یا علی حیدر مدد...

مدح و مرثیه کاظم موسی ابن جعفر (علیه السلام)

درخواست حذف این مطلب
چه عالمی ست عالم باب الحوائجی
با توست نورِ اعظم باب الحوائجی
مهر تو است حلقۀ وصل خدا و خلق
داری به دست خاتم باب الحوائجی
در عرش و فرش واسطۀ فیض و رحمتی
بر دوش توست پرچم باب الحوائجی
در آستانۀ تو ی نا امید نیست
آقا برای ما همه باب الحوائجی
بی شک شفیع ماست نگاه رئوف تو
در رستخیز واهمه باب الحوائجی
دیوانۀ سخای ابا الفضلی توام
مانند ماه علقمه باب الحوائجی
صحن و سرات غرق گل یاس می شود
وقتی که میهمان تو عباس می شود
در ساحل سخاوت دریای کاظمین
مائیم و خاک پای ای کاظمین
با دست های خالی از اینجا نمی رویم
ما سائلیم، سائل آقای کاظمین
رشک بهشتیان شده حال ی که هست
گوشه نشین جنت الاعلای کاظمین
نور الهی از همه جا موج می زند
توحیدی است بسکه سراپای کاظمین
داریم در جوار حرم، حق آب و گِل
خاتون شهر ما شده زهرای کاظمین
ما ریزه خوار صحن و سرای کریمه ایم
این افتخار ماست، گدای کریمه ایم
در سایه سار کوکب موسی بن جعفریم
ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم
فیضش به گوشه گوشۀ ایران رسیده است
یعنی گدای هر شب موسی بن جعفریم
هستی ماست نوکری اهل بیت او
ما خانه زاد زینب موسی بن جعفریم
قم آستان رحمت آل پیمبر است
در این حرم، مُقرَّب موسی بن جعفریم
با مهر و رأفتش دل ما را یده است
ما بندۀ مُکاتَب موسی بن جعفریم
چشم امید اهل دو عالم به دست اوست
مات مرام و مشرب موسی بن جعفریم
حتی قفس براش مجال پرندگی ست
مدیون ذکر و یارب موسی بن جعفریم
دلسوخته ز ندبۀ چشمان خسته اش
دلخون ز ناله و تبِ موسی بن جعفریم
آتش زده به قلب پریشان، مصیبتش
با دست بسته غرق سجود است حضرتش
از طعنه های دشمن نادان چه می کشید
بین کویر، حضرت باران چه می کشید
در بند ظلم و کینۀ قومی ستمگری
تنها پناه عالم امکان چه می کشید
خورشید عشق و رحمت و نور و سخا و جود
در بین این قبیلۀ عصیان چه می کشید
با پیکرش چه کرده تب تازیانه ها
با حال خسته گوشۀ زندان چه می کشید
شکر خدا که دختر مظلومه اش ندید
بابای بی شکیب و پریشان چه می کشید
اما دلم گرفته ز اندوه دیگری
طفل سه ساله گوشۀ ویران چه می کشید
با دیدن سر پدرش در میان طشت
هنگام بوسه بر لب عطشان چه می کشید
وقتی که دید چشم کبودش در آن میان
خونین شده تلاوت قرآن چه می کشید
می گفت با لب پر از آهی که جان نداشت:
ای کاش هیچ سنگدلی خیزران نداشت

مبعث

درخواست حذف این مطلب
عید نجـات عـالم خلقـت مبارک است
آوای وحـی و لیلـۀ بعثـت مبارک است عیـد نـزول سـورۀ اقـرأ بـه عقـل کل
جشن کمال و علم و فضلیت مبارک است ریحانه های زنده نهان گشته زیر خاک
عیـد حیات، عیـد ولادت مبارک است عیـد نـزول وحـی الهی به احمد است
جان در طبق نهید که عید محمّد است
****
آوای وحی می رسد از شش جهت به گوش
بر قلب های مرده دمد روح از این سروش از سنگ هــای غـار حـرا آیـد ایـن نـدا:
فریاد بی صدای خـدا تا بـه کی خموش؟ اقرأ! بخوان! بخوان! که خدا گویدت بخوان
اقرأ! و ربک ای همـه سر تا قدم وش اقرأ! بخوان! که قلب بشر بی قرار توست
فصـل خـزان گذشت؛ طلوع بهار توست
****
اقرأ! بخوان! که نور نبوت دمیده است
اضرب گذشت؛ نوبت اقرأ رسیده است اقرأ! بخـوان! بخوان! که خداوندگار تو
بهر نجات خلق، تـو را برگزیـده است اقرأ! بخوان! که پیش تر از خلقت وجود
ذات خـدا پیامبــرت آفریــده اسـت اقرأ! بخوان! که از همگان دلبری کنی
مــا کبریـایـی و تـو پیــام آوری کنی
****
بنگر به کعبه ذکر بتـان یامحمّد است
فریاد بی صـدای جهـان یامحمّد است خورشید و ماه و قطره و دریا و کوه و دشت
با هم ندایشـان همگان یامحمّد است آوای اولیـای خــدا تـا خـدا خـداست
هر لحظه با هزار زبان یامحمّـد است در پهن دشت ملک خـدا انقلاب کن
با دست ما تو بتکده ها را اب کن

مناجات با حسین علیه السلام

درخواست حذف این مطلب
هر ی رو به تو آورد جهان آرا شد
مورد مرحمت انسیة الحورا شد

کودکی بودم و با اسم تو مأنوس شدم
پایِ عشقت به سُویدایٍ دل من وا شد

هر که نوکر به ی گشت همان نوکر ماند
هر ی نوکر دربار تو شد آقا شد

در زدم بر در هر خانه دری باز نشد
جز درِ خانه ی تو ٬ در نزده در وا شد

ریزه خواران سر سفره ی تو شاهانند
آرزومند گ درت موسی شد

پسر مریم اگر جان بدهد بی جان را
هر دمی از نفست باز دم عیسی شد

تو نگاهم نکنی در بَرِ مردم هیچم
نگهت عزت دنیای من و عقبی شد

عاشقی را که تو تأیید کنی مَحرم توست
همچو سلمان که به دربار شما منی شد

زن های تو در رتبه همه سلطانند
این مقامیست که با دست علی امضا شد

گریه به شما روزی هر چشمی نیست
این متاعیست که در عالم زَر اهدا شد

روزیِ اشک مرا در غم خود افزون کن
همچنان قطره که از لطف شما دریا شد

هیچ از لب خشکیده ی تو نَه نشنید
نظر لطف شما شامل نوکر ها شد

مدح زیبا ویژۀ میلاد حسن عسکری علیه السلام ????

درخواست حذف این مطلب
عرض حاجت با تو دارم یا عسگری
ای خدایت داده بر خلق دو عالم برتری
ای گدایت را به خیل شهریاران سروری
خاک پایت زُهره و خورشید و ماه و مشتری
ناز دارد خادمت بر رتبه ی پیغمبری
ماه رویت احمدّی و تیغ نطقت حیدری
عید میلادت مبارک یا عسکری... ای چراغ تابناک حُسن حیّ ذوالجلال
یافته خورشید گردون از تجلاّیت کمال
تا ابد ماه ربیع الثّانیت محو جمال
ماه حُسنت بی قرین و مهر رویت بی زوال
آفتاب طلعتت را تا ابد روشنگری
عید میلادت مبارک یا عسکری... دل اگر بود طور تجلاّیش تویی
موسی ار آوای حق بشنید آوایش تویی
کیستم من آن عبدی که مولایش تویی
آ ین دُرّ خدا مهدی است دریایش توئی
آنکه بر عیسی کند روز ظهورش سروری
عید میلادت مبارک یا عسکری خطّ حَسن، خ حَسن، خُلقت حَسن، خویت حَسن
پای تا سر حُسن در حُسن و گل رویت حَسن
کُنیه ات ابن الرّضا و نام نیکویت حَسن
موی و روی و قدّ و خدّ و چشم و ابرویت حَسن
حُسن ها گشتند در بازار حُسنت مشتری
عید میلادت مبارک یا عسکری... هم تویی آیینه ی حسن خدای ذوالمنن
هم تویی در چارده وجه خدا دوّم حَسن
هم دهم مولای عالم بر جم بوسه زن
هم به جسم سامره جان می دهی از فیض تن
هم به عالم می کند فیض تو سایه گستری
عید میلادت مبارک یا عسکری...
✍شاعر: حاج غلامرضا سازگار

مدح عسکری علیه السلام

درخواست حذف این مطلب
باز شد بی پیدا حُسن حی ذوالمنن شد عیان در خانه ی چارم علی، دوّم حَسن از کویر خاک می رویند یاس و ارغوان
در ریاض قدس می ند سرو و نسترن حَبَّذا مولود مسعودی که چون قرآن ورا
حضرت هادی شده از پای تا سر بوسه زن وصف مدح او نشاید گر چه چون ریگ روان
ریزد از لعل لب روح القدس دُرّ عدن هم ابوالمه می خوانند هم ابن الرّضا
هم ولی الله هم نجل ممتحن صلب پاک او به دُرّ سیزده دریا صدف
قامت او چارده معصوم را سرو چمن می کند سیراب از شهد لبش خورشید را
طفل نوزادی که نوشد با ولای او لَبَن می شود با تیغ غیب مهدی اش از تن جدا
هر کجا بیرون شود از آستین دست فِتَن گر بپرسی کیست خاک راه سامرّای او
بر فراز آسمان خورشید می خندد که من نی عجب در صحن او، کز طور سینا برتر است
گر دو صد موسی فتد مدهوش از آوای لن عیسی گردون نشین با مهدی اش آرد
موسی آرد جا بر او در امواج محن چشم بد دور، الله الله زین همه حسن و جمال
هم جمال اندر جمال و هم حَسن اندر حَسن ✍شاعر: حاج غلامرضا سازگار

مرثیه حسین علیه السلام

درخواست حذف این مطلب
از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام ی که بود گدای حسین

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین

برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین

کبوتر دل عشاق هر شب
نشسته است روی گنبد طلای حسین

خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین

به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین رضا رسول زاده

سرود مسجدی و هیئتی ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

درخواست حذف این مطلب
سر زده از سما،نور شمس ولا
آمده هستی و،جانِ زهرا

عصمت کبریا،یاور و دلربا
بر شَهِ کربلا،جانِ زهرا

آمد آمد عصمت صغری
بنتُ الحیدر زینب کبری


ای گل فاطمه،مرغ جانم شد
در هوای تو چون،یاکریمت

آرزویم بُوَد،که بگیرم شبی
جشن میلا تو،در حریمت

مهر پاکت در سرشت ما
که این باشد سرنوشت ما

بنتُ الحیدر زینب کبری...

وَ مِنَ المؤمنین،جلوه شد در تو اِی
بانوی رحمت و،صبر و تقوی

ای حجاب تو بر،جمله ی بانُوان
اُلگویی بی نظیر،تا به عُقبی

آیه های نصر عاشورا
ای خورشید عصر عاشورا

بنتُ الحیدر زینب کبری...